تبليغاتX
حسینیه دل
روزهای دلتنگی... پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 12:4
یا اباصالح
روزهای شاد و شور انگیز شعبان فرا رسیده  همه شادند و خوشحال اما من همچنان اندوهگین تا به کی باید این غم و اندوه جدایی تو دل شیعیانت را حزن انگیز  کند آقا جان می دونم من نسبت به شما خیلی بی وفا شدم قدیما خیلی به شما وابسته تر بودم به عشق سربازی شما از تمام دلبستگی ها و علائقم دست کشیدم و پا گذاشتم تو مسیری که هرگز فکرش رو هم نمی کردم اما خیلی میترسم میترسم که آدم های دور و اطرافم که فقط ادعای سربازی تو رو دارن روی من تاثیر بذارن !
مهدی جان ...
این روزها و شب ها همه غرق در شور و شعف میلادت هستند ... خیلی ها هم بی شرمانه از این موقعیت سوء استفاده کردند و بساط لهو و لعب خودشونو برپا کردند ... یابن الحسن به خدا بعضی وقت ها به جای شما دلم میگیره وقتی می بینم آدم هایی امثال خودم پوچ و توخالی هستند و فقط ادعا ادعا و ادعا ...

آقا جان بیا فقط بیا دنیا دیگر جایی برای زیستن نداره !


 

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 23:27

هوا كمي ابري ، دلم كمي آفتابي

براي آسماني شدن بايد با پرنده ها پريد و به ستاره ها رسيد !

كجان اون ستاره ها ....

اصلاً اين ستاره ها كي و چي هستن ؟

من اين ستاره ها رو تشبيه به همون جوون هايي كه اون قديم ها رفتن و براي دفاع از خاك و ناموس  ما دفاع كردند ، مي كنم !

اين جمله ي "اونها رفتن براي دفاع از خاك و ناموس ما" بارها و بارها از رسانه هاي مختلف به گوش ما رسيده ، آيا واقعاً همينطور بوده ؟

آيا اگه اونها نمي رفتن الان وضع جامعه ي ما همين طور بود ؟ يا ....

اما من الان اين ادعا رو مي خوام بكنم كه اونها رفتن ولي بيهوده !!؟

به نظرم اگه اون كبوترها مي دونستند يه روزي جامعه اسلامي ما به اين وضع در خواهد آمد ... هرگز دست به پرواز در نمي آمدند !

امروز نه تنها تو جامعه بلكه تو سيستم اجرايي كشور هم اصلاً بويي از مذهب به مشام نمي رسه !!

آخه آقاجون ، اين جماعت كه همه دارن داد مي زنن از ته دل ، پس كي مي آيي ؟

اين رو در نظر نگرفتن كه براي پريدن نياز به بال دارن و فقط در تب و تاب پريدن هستن !!

مولا اميرالمؤمنين يه جمله ي قشنگي دارن كه مي فرمايند :

"بالاترين حكمت آن است كه انسان خودش را بشناسد و از اندازه خود تجاوز نكند"

آخه تويي كه بال نداري ، پس چه جوري مي خواي بپري ؟!

آقا جون .... اومدم آسموني بشم اما به طبقه ي دوم ، سوم آسمون نرسيده يكي از بال هام ضخمي شدو دارم كم كم سقوط مي كنم !

دستم رو بگير نذار بيفتم !

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

سلام.... سه شنبه دوم مرداد 1386 15:1

آقا جون ...

توي اين غوغاي زمونه ، آدم ها همه ادعاي دوست داشتن تو رو مي كنن اما نمي دونند كه همشون پوچ و تو خالي هستند ، همه جا حرف از مهدويت مي زنند و همه خودشون رو يكي از سربازان تو مي دونن اما ....

سه شنبه ها از تمام نقاط ايران و يا حتي بعضي اوقات از نقاط مختلف جهان خودشون رو به مسجد مقدس جمكران مي رسونند اما سيل كثيري از اونها اصلاً نمي دونند براي چي ميان اونجا اغلب اونها هم فقط براي حوائج دنيوي مي آيند !!!

خوب يكي نيست كه به اونها بگه .....

بعضي ها هم كه آنقدر بي شرم و حيا هستند كه جمكران رو كردن محل ....... استغفراله !

ديگه مراكز فرهنگي ، عقيدتي ، هيئات مذهبي و .... همه جا شده مركز ريا و خودنمايي ....

توي اين دنيا خيلي سخت مي شه صادقانه زندگي كرد .............

بايد با زندگي بجنگيم تا اينكه زندگي كنيم !‌‌
هر روز يه رنگ ، هر روز شكل بايد باشيم .

آقاجون .... الان كه دارم اين متن رو مي نويسم بخدا قسم كه اصلاً روم نمي شد كه بخوام اين جملات رو روي كاغذ بيارم ، چون خودم خيلي پست تر از اين حرف ها هستم ......

گفتم شايد مثل گذشته ها يه جوري بشه كه مهدوي بشم .

من مي خوام عاشقت بشم .... مثل گذشته ها !!!

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

جمعه های انتظار جمعه بیست و ششم آبان 1385 16:1

غروب جمعه ها چقدر دلگيره ... !

سه شنبه ها صدها هزار نفر نه شايد ميليونها نفر از كار و مشغله خود مي كاهند و بسوي تو روانه مي شوند ، مي آيند تا شايد يه گوشه چشمي به آنها بنمايي ...

بعضي ها رو مي بيني كه چندين سال متوالي به جمكران مي آيند . باهاشون هم كلام كه مي شوي فكر مي كني از لحاظ ذهني مشكل دارند اما ... !!!

اصلاً يه فضاي ديگه اي بر محيط حاكمه ... نمي دانم ، شايد براي من اينطور باشه ... خيييلي عجيبه !

ولي بعد از دعا يه صحنه هاي عجيبي مي بينم كه دلم ميخواد ....

آه ه ه ه !!!

اي كاش همه ي اونايي كه با اين همه سختي خودشون رو به اونجا مي رسونن همه ي حاجات دنيايي شون رو بذارن كنار و همه يكصدا فرياد بزنن : (( اللهم عجل لوليك الفرج))

از آنحضرت روايت شده كه فرمودند :« شيعيان ما به اندازه ي آب خوردني ما را نمي خواهند ، اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما مي رسد .»*

نمي گم كه نيستند اين چنين آدم هايي ، هستند ولي خيلي كم اند !

آقاجون ، اين جمعه هم گذشت و نيومدي ...

خودت بگو چندتا جمعه ديگه بايد زانوي غم بقل كنيم و ........................

خدايا ما را منتظر حقيقي حضرت مهدي(عج) بگردان ! ... آمين ...

 

 

 

*شيفتگان حضرت مهدي(عج) 155:1.

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

طبیب دل شکستگان ! یکشنبه سی ام مهر 1385 23:49

آقا جون ...

می گن تو طبیب دل های شکسته ای ، نه !

اما اگر این طبیب فرصت ملاقات کردن با تمامی بیماران رو داشته باشه ، خوبه ...

چون توی این دنیا دل های شکسته زیادی وجود داره !؟

می گن اگر مریض ها بخواهند پیش این پزشک بیایند ، لازم به گرفتن وقت قبلی نیست !

فقط کافیست یک دل صاف و بی ریا داشته باشی .

بعضی ها تصور می کنند که خود این طبیب ویروس دل شکستگی به بیمارانش منتقل می کند .

اما اشتباه تصور می کنند ...

اونا به جای اینکه داروهای تجویز شده پزشک را سر موقع مصرف کنند ؛

یا بی رویه دارو مصرف کردند و یا اصلاً لب به دارو نزدند !!

ای طبیب دل شکستگان !

دل های شکسته را ، صاف و شیشه ای بنما !

آمین ...

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

مهدویت گل نرجس سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 23:21

قابل توجه کلیه منتظرین حضرت مهدی (عج)

بحث جدیدی با موضوع

"جاده هیچ گاه حضور تو را حس نخواهد کرد "

آغاز گردیده است .

جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس ذیل مراجعه نمایید .

www.entezar12.persianblog.com

 

 

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 23:32

این روزها ، این شب ها همه غرق شادی و شور و شعف هستند .

خوشحال از اینکه خداوند به خاندان نبوت الهی فرزندی اهداء کرده است !

یک نفر که قرار شده بیاد و با آمدنش جهان لبریز ازعدالت شود .

همه خوشحال اند اما من ... غمگین !!؟؟

ای کاش می دانستند .....

یکسال قمری گذشت اما هنوز خبری از او نیست ...!

نگرانم ، نگران !

نگرانم از اینکه تو را نبینم و بروم ، نگرانم !

نگرانم از اینکه روز شمار عمرم به صفر برسد و من روی ماهت را زیارت نکرده باشم ، نگرانم !

نگرانم از اینکه نامم در لیست ناکامان رویت باشد ، نگرانم !

نگرانم از اینکه قبل از بوسیدن دستت خاک دستم را ببوسد ، نگرانم !

نگرانم از اینکه جسمم بوی واقعی نرگس را حس نکند ، نگرانم !

نگرانم آتش نفرتم در رکابت عمر بی حاصل دشمنانت را نگیرد ، نگرانم !

***

خداوکیلی الان باید همه ی ما ماتم بگیریم که چرا آقامون نمی یاد ؟

آخه تاکی ، تاکی انتظار ... ؟؟

یعنی هنوز تعداد مردای غیرتمند روی کره ی زمین به عدد 313 نرسیده !؟

واقعاً توی این همه جمعیت ، 313 نفر پیدا نمی شن که بتونن تو رو حمایت کنن !!

پس امثال من که خودمون رو جزو مهدیون بحساب می یاریم .... !؟؟

بپاخیز ، بپاخیز که دیگر ...

الا مسافر صحرا خدا کند که بیایی

                                عزیز دل حضرت زهرا(س) خدا کند که بیایی

 

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

جمعه سوم شهریور 1385 0:6

اي منجي !

تو مي آيي ، اما من ... ؟!

در فكرم كه آيا تو مرا جزو يارانت قرار خواهي داد ؟

نه !من آنقدر گناهكارم كه ....

 

 

مسير جمكران طولاني است اما جاده دل خيلي كوتاه ...

حتي نزديكتر از يك پلك روي هم زدن !

مولاي من ...

جاده ي دلم را سنگ فرش زائرانت مي نمايم ،

شايد ردپاي آنان دل سياه من را سپيد نمايند !

صبر مي كنم ، صبر ...

تا وقتي آنقدر ردپاها زياد شوند تا كل قلبم را فرا گيرند .

دلم را سپيد مي نمايم و بسوي تو روانه مي شوم !

سه شنبه ها دعاي فرج .......... جمعه ها انتظار فرج !!!؟

 

اللهم كن لوليك الحجت بن الحسن ...

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

جمعه سیزدهم مرداد 1385 19:37

آقا جون ...

اين جمعه هم گذشت و نيومدي ...!

جمعه ها غروب كه ميشه ، دلم مي گيره ...

به انتظار مي نشينم !

انتظار ... انتظار مي كشم تا در پشت اين غروب غم انگيز ،

طلوعي سپيد را تماشا كنم !

چه كسي جز تو غم دل هاي مرا شفا مي بخشد ؟

جز تو كسي نيست كه به آن پناه ببرم ...

آقا جون ...

سه شنبه ها نواي دعاي توسل سر مي دهم و انتظار مي كشم تا ...

جمعه بيايد و ... !

بيا ... بيا ........

بيا مهدي جهان در انتظار عدل توست !

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 13:6

 

نه تب دارم ، نه جايم مي كند درد

همي دانم كه رنگم مي شود زرد

همه گويند كه گرماي زمين است

خودم دانم فراق از نازنين است

 

نوشته شده توسط منتظر ...  | لینک ثابت |